کاربر برتر ماه

معاون انجمن
درجه کاربر

کلیک کنید
پروفایل کاربر

تاپیک های کاربردی و مهم انجمن انجمن نبض زندگی

 


گنجینه ی اشعار ناب
زمان کنونی: 04-28-2017، 04:53 PM
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: Golabatoon
آخرین ارسال: زهرا مشتاق
پاسخ 3318
بازدید 15793

رتبه موضوع:
  • 16 رای - 4.5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
گنجینه ی اشعار ناب
از اوج افتادم افتادم و این اقبال من بود
باری که از دوشم گرفتی بال من بود


راحت پی این رفت و آسان سهم آن شد
چشمی که می گفتی فقط دنبال من بود


حالا که برای دیگران چتری بزرگ است
دستی که دور شانه هایم شال من بود


ای دیگران دلخوش به این دولت نباشید
تختی که بر انید اول مال من بود


عید و عزای من به دست دیگران است
رفتی و این هم عیدی امسال من بود

"علیرضا بدیع"
 Bi happy

پاسخ
 میترا کاشفی

آن وعده ی نادرست می داد که چه؟
هی نامه به دست پست می داد که چه؟
دل را به نگاه دیگری باخته ام
او تکیه به عشق سست می داد که چه؟
پاسخ
ناصر ندیمی

غروب خیس و باران خورده ام بـوی تو را دارد
هـوای خـانـه ی افـسـرده ام بـوی تــو را دارد

فضای سینه ام آلـوده ی بغـضی شد و نشکفـت
گل نشـکـفـتـه ی پـژمـرده ام بـوی تـو را دارد



مـیـان کـوچـه هـا نـام تـو را فـریـاد می کـردم

گلـوی زخم خنـجر خـورده ام بـوی تـو را دارد



چه می شد در میان سینه ام یک لحظه می دیدی

دل تـب کــرده ی آزرده ام بـــوی تــو را دارد



در و دیوار خانه،

تسلیت گفتـنـد و ... فهـمیـدی

 هـوای خانـه ی افـســرده ام بـوی تـو را دارد!
پاسخ
ناصر ندیمی

غروب خیس و باران خورده ام بـوی تو را دارد
هـوای خـانـه ی افـسـرده ام بـوی تــو را دارد

فضای سینه ام آلـوده ی بغـضی شد و نشکفـت
گل نشـکـفـتـه ی پـژمـرده ام بـوی تـو را دارد



مـیـان کـوچـه هـا نـام تـو را فـریـاد می کـردم

گلـوی زخم خنـجر خـورده ام بـوی تـو را دارد



چه می شد در میان سینه ام یک لحظه می دیدی

دل تـب کــرده ی آزرده ام بـــوی تــو را دارد



در و دیوار خانه،

تسلیت گفتـنـد و ... فهـمیـدی

 هـوای خانـه ی افـســرده ام بـوی تـو را دارد!
پاسخ
ایلناز حقوقی


انگار سال هاست که در من تنیده ای 

انگار جای قلب , تو در من تپیده ای



انگار کودکانه ترین خنده ی مرا

با چشم های تیله ای ات سر کشیده ای 



با بوسه های شیشه ای ات از تمام من 

لی لی کنان به خانه ی قلبم پریده ای



در این حریم امن بمان و خدای باش....

هرگز چنین خدا شدنی را ندیده ای ....



لبخنده چشم های تو پیغمبر من است 

با وحی دست هات مرا آفریده ای ....



آز آسمان چشم تو خورشید می چکد 

انگار آرزوی مرا خواب دیده ای ...



شهزاده می شوی و می آیی و می بری 

همراه خود مرا دم صبح سپیده ای ...



در بازوان گرم تو , من زنده می شوم

این قلعه های امن که بر من کشیده ای ...



.... پیغمبری ... خدای منی .... شاهزاده ای ...

 حتی به جای قلب , تو در من تپیده ای ....
پاسخ
 روح الله احمدی (بلبل)



از زور ِ گرسنگی نـَمیری خوب است

تلقین بکنی به خود که سیری خوب است

 وقتی که درون سفره ات نانی نیست

هر روز اگر روزه بگیری خوب است
پاسخ
حمدالله لطفی 

غیر اندیشه تو در سر من چیزی نیست
این قدر تند نرو ، محض خداوند بایست

لحظه ای مکث کن وجان خودت راست بگو
مهربان قلب تو در دایره سلطه کیست؟



تا که از دست تو راحت بشوم خواهم رفت

آخرین جمله اش این بود وبه من می نگریست



ای تو که دغدغه هر شب و هر روز منی

می شود بی سر سبزتو مگر راحت زیست؟



تو نمی دانی از آغاز عطا کرده خدا

به دل اهل زمین صفر وبه چشمان تو بیست



تو چه دانی که همین مرد سراپا تقصیر

علت این همه افسردگی و دردش چیست



خاطرت جمع که دست از تو نخواهم برداشت

 گر چه این حرف برای تو کمی تکراری ست
پاسخ
 سیده صدیقه حسینی 



هی غرورم مثل بغض بچه ها
پیش چشم هر کس و ناکس شکست
تو به دنیا آمدیّ و در دلم

دختری با چادر مشکی نشست



تو به دنیا آمدی از گریه هام

هی شدی هم صحبت تنهایی ام

دست هایت گرچه از دستم جداست

می رساند دردها ما را به هم!



گرچه دلتنگی!....شبیه ابرها

هیچ از باران ِ پاییزی نپرس

بی صدا دنیا بیاور درد را

بعد از آن از هیچ کس چیزی نپرس!



زندگی ات در شلوغی ها گذشت

باید امشب با خودت خلوت کنی

باید امشب با نقابی ناشناس

سایه ها را تن به تن قسمت کنی



من به هر چه از تو باشد راضی ام

نیمه ی تنهاترت سهم من است

قد کشیدی رو به روی آینه

که به تو می گفت: وقت رفتن است



از شکایت ها دلت پر می شود

گرچه عمری دست خالی مانده ای

می رود جشن تولد ها ولی

 تو فقط از روی عادت زنده ای...
پاسخ
شمس الدین عراقی


ای که با هر زخمه بر سازت دلی خون می کنی

بر ملا نا گفته ها از پرده بیرون می کنی



زخمه بی پروا مزن این گونه سر مستم مکن

باد و طوفانیّ و این با بید مجنون می کنی



یک نفس آهسته تر ، گم شد نوایِ نایِ نی

همنوای نای نالان چنگ و قانون می کنی



ناله های نای محزون کنج خلوت خوشتر است

بزم تنهای مرا باز از چه کانون می کنی



حضرت عشق ام غم هجران دوا فرموده است

درد ما را بی جهت تجویز افیون می کنی



فصل سردم پیش رو چون برگ زردم بر درخت

زیر پا افتاده را بیهوده گلگون می کنی



گفته های (بی نشان) را این جواب آمد ز دوست

نغمه های ساز دلگیرم تو محزون می کنی
پاسخ
 سپاس شده توسط ahmad6262


موضوعات مشابه ...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
subarrow مجموعه اشعار عاشقانه خسته ی روزگار 1 29 01-26-2017, 04:57 PM
آخرین ارسال: خسته ی روزگار
  دیوان اشعار امام msadegh 0 60 01-18-2017, 12:04 PM
آخرین ارسال: msadegh
Heart (دوست) در اشعار پارسی Golabatoon 40 629 08-03-2016, 11:41 AM
آخرین ارسال: خسته ی روزگار
  اشعار انتظار ( در وصف امام زمان ) hunter life 621 15,407 03-23-2016, 02:16 AM
آخرین ارسال: Sarina
  اشعار پروین اعتصامی Sarina 0 174 02-12-2016, 01:45 PM
آخرین ارسال: Sarina
  منتخبی از اشعار سپید شاعران گل بانو 266 1,236 01-04-2016, 01:00 PM
آخرین ارسال: گل بانو
  اشعار رضوی hunter life 48 1,127 08-29-2015, 10:44 AM
آخرین ارسال: sky nigth
Heart (قاصد) در اشعار پارسی Golabatoon 17 459 07-29-2015, 10:15 AM
آخرین ارسال: Golabatoon
Heart (توحيد) در اشعار پارسی Golabatoon 22 436 07-28-2015, 10:00 AM
آخرین ارسال: Golabatoon
Heart (قد و قامت) در اشعار پارسی Golabatoon 14 271 07-27-2015, 12:37 PM
آخرین ارسال: Golabatoon

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان