کاربر برتر ماه

معاون انجمن
درجه کاربر

کلیک کنید
پروفایل کاربر

تاپیک های کاربردی و مهم انجمن انجمن نبض زندگی

 


گنجینه ی اشعار ناب
زمان کنونی: 04-29-2017، 03:55 PM
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: Golabatoon
آخرین ارسال: زهرا مشتاق
پاسخ 3318
بازدید 15798

رتبه موضوع:
  • 16 رای - 4.5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
گنجینه ی اشعار ناب
#41
تو گل سرخ مني
تو گل ياسمني
تو چنان شبنم پاك سحري ؟
- نه؟
از آن پاكتري .
تو بهاري ؟
- نه،
- بهاران از توست .
از تو مي گيرد وام،
هر بهار اينهمه زيبايي را .

هوس باغ و بهارانم نيست
اي بهين باغ و بهارانم تو !

حمید مصدق
 
 Bi happy

پاسخ
 سپاس شده توسط AmirHafez ، hunter life
#42
آه ، ای عشق تو در جان و تن من جاری
دلم آن سوی زمان

با تو آیا دارد

ــ وعده ی دیداری ؟

ــ چه شنیدم ؟
تو چه گفتی ؟

ــ آری ؟!
حمید مصدق
 Bi happy

پاسخ
 سپاس شده توسط AmirHafez ، hunter life
#43
محتسب مستی به ره دید و گریبانش گرفت
مست گفت ای دوست این پیراهن است افسار نیست

گفت مستی زان سبب افتان و خیزان میروی
گفت جرم راه رفتن نیست ره هموار نیست

گفت می باید تو را تا خانه قاضی برم
گفت رو صبح آی قاضی نیمه شب بیدار نیست

گفت نزدیک است والی را سرای آنجا شویم
گفت والی از کجا در خانه خمار نیست

گفت تا داروغه را گوییم در مسجد بخواب
گفت مسجد خوابگاه مردم بدکار نیست

گفت دیناری بده پنهان و خود را وا رهان
گفت کار شرع کار درهم و دینار نیست

گفت از بهر غرامت جامه­ات بیرون کنم
گفت پوسیدست جز نقشی ز پود و تار نیست

گفت آگه نیستی کز سر در افتادت کلاه
گفت در سر عقل باید بی کلاهی عار نیست

گفت می بسیار خوردی زان چنین بیخود شدی
گفت ای بیهوده گو حرف کم و بسیار نیست

گفت باید حد زند هشیار مردم مست را
گفت هشیاری بیار اینجا کسی هشیار نیست
پروین اعتصامی
  
انسانها را بدون اینکه به آنها نیاز داشته باشی دوست بدار...
کاری که خدا با تو می کند!

پاسخ
 سپاس شده توسط Golabatoon ، AmirHafez
#44
 مهرداد بهار

روستای من خانه هایی دارد که از هم دورند
دستهایم
دسته موجهای گندم سبز
می دویم
تویی
که گندمی در من سبز می شود
خانه های ما روستاهایی دارند که از هم دورند
وخاکباد̗ گرما بسته ی این̗ کویر گندم رو
موج های مرا نشانه می زند
ومن آزادم
خلاصه در سیاه چادری پررنگ
خیسی̗ بوی̗ خاک صحرا
گندمزار دیم̗ مرا زرد می کند
سوگند به پنج دانه ی مقدس
روستاهای ما شهرهایی دارد که از هم دورند
هوای شرجی تنش پوست مرا خیسانده
هی باد می کنم
ترک برمیدارم
تکه می شوم
وپاهایم را برای گندم ها جا میگذارم
تا من سبز شوم
گندم ها می دوند

و زمین آدمهایی دارد که از هم دورند....
در لحظه زندگی کن.

Live The Moment Now


پاسخ
 سپاس شده توسط Golabatoon ، hunter life
#45
 مهرداد بهار

نشنواز نی،گفته اش دل خون کند
بشنو از مي، عاقلی مجنون کند

تا که نی در خون نگردد نیست نی
می که تا دلخون نگردد نیست می

بشنو از ني د ر حريم خون نشست
بر تن آن عشق خود گلگون نشست

بشکن آن نی را بجز آن شهد نیست
نارفیقان را وفا بر عهد نیست

ني به عشق مي خمار از هم شكافت
مي به ياري از ني و از جان شتافت

می به نی می گفت : بس ! شکوای خود
ناله بس کن بس کن این آوای خود

سينه را بر تیغ نامردان نهي
یا برای بی خردها، جان دهی

مشنو از ني ، ني حديث از غصه هاست
بشنو از مي كز پي اش انديشه هاست
ني نوايي از دل واز خون شدن
مي به راه و در پی مجنون شدن
ني شکست از غصه، گشتش سر نگون
ساقیا، می در خم و دل در جنون
ني شكست و اشك او چون خون شده
جام من از می ببین افزون شده

نی به می گوید : شکن ؛ از عشق یار
خسته ام از ظلم و جور روزگار

ای بهار آن نی ندارد اختیار
بشنو از می شکوه های بیشمار
در لحظه زندگی کن.

Live The Moment Now


پاسخ
 سپاس شده توسط Golabatoon ، hunter life
#46
به پیش روی من، تا چشم یاری می کند، دریاست!

چراغ ساحل آسودگی ها در افق پیداست!

درین ساحل که من افتاده ام خاموش،

غمم دریا، دلم تنهاست.

وجودم بسته در زنجیر خونین تعلق هاست!

خروش موج، با من می کند نجوا،

که: - "هر کس دل به دریا زد رهایی یافت!

که هر کس دل به دریا زد رهایی یافت...."

مرا آن دل که بر دریا زنم، نیست!

ز پا این بند خونین برکنم نیست.

امید آنکه جان خسته ام را،

به آن نادیده ساحل افکنم نیست!

فریدون مشیری
 Bi happy

پاسخ
 سپاس شده توسط AmirHafez ، hunter life
#47
ای در وجودت چشم عالم مات و مبهوت
دنیا فدای غمزه های چشم و ابروت!

آمیزه ای از انبه و موز و انار است
طعم لبان تو که دارد طعم شاتوت!

بر گیسوی کشمیری ات پیچیده ای باز
شال کرشمه از حریرستان لاهوت!

بگذار تا آخر دنیا بخوابم
در سایه سار پربهار باغ لیموت!

گشتم ولی مثل تو را پیدا نکردم
در هندوچین و قندهار وبلخ و بیروت!!

* يدالله گودرزی
 Bi happy

پاسخ
 سپاس شده توسط AmirHafez ، hunter life
#48
شاعر : فریبا اسدی

باید زندگی کرد
من زندگی را دوست دارم
تولدم را ندیده ام
مرگم را نیز نخواهم دید
اما بین تولد و مرگ
باید شاد زیست
آسمان را دوست دارم
و در یا ها را
و درختان
و آوای چکاوک را
من هستم
پس شاد خواهم زیست
شاد شاد
در لحظه زندگی کن.

Live The Moment Now


پاسخ
 سپاس شده توسط hunter life ، Golabatoon
#49
شبست و چشم من و شمع اشکبارانند
مگر به ماتم پروانه سوگوارانند
چه می کند بدو چشم شب فراق تو ماه
که این ستاره شماران ستاره بارانند
مرا ز سبز خط و چشم مستش آید یاد
در این بهار که بر سبزه میگسارانند
به رنگ لعل تو ای گل پیاله های شراب
چو لاله بر لب نوشین جویبارانند 

استاد شهریار
 Bi happy

پاسخ
 سپاس شده توسط hunter life
#50
ماندم به چمن شب شد و مهتاب برآمد
سیمای شب آغشته به سیماب برآمد
آویخت چراغ فلک از طارم نیلی
قندیل مه آویزه محراب برآمد
دریای فلک دیدم و بس گوهر انجم
یاد از توام ای گوهر نایاب برآمد
چون غنچه دل تنگ من آغشته به خون شد
تا یادم از آن نوگل سیراب برآمد


استاد شهریار
 Bi happy

پاسخ


موضوعات مشابه ...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
subarrow مجموعه اشعار عاشقانه خسته ی روزگار 1 29 01-26-2017, 04:57 PM
آخرین ارسال: خسته ی روزگار
  دیوان اشعار امام msadegh 0 61 01-18-2017, 12:04 PM
آخرین ارسال: msadegh
Heart (دوست) در اشعار پارسی Golabatoon 40 631 08-03-2016, 11:41 AM
آخرین ارسال: خسته ی روزگار
  اشعار انتظار ( در وصف امام زمان ) hunter life 621 15,419 03-23-2016, 02:16 AM
آخرین ارسال: Sarina
  اشعار پروین اعتصامی Sarina 0 174 02-12-2016, 01:45 PM
آخرین ارسال: Sarina
  منتخبی از اشعار سپید شاعران گل بانو 266 1,236 01-04-2016, 01:00 PM
آخرین ارسال: گل بانو
  اشعار رضوی hunter life 48 1,127 08-29-2015, 10:44 AM
آخرین ارسال: sky nigth
Heart (قاصد) در اشعار پارسی Golabatoon 17 462 07-29-2015, 10:15 AM
آخرین ارسال: Golabatoon
Heart (توحيد) در اشعار پارسی Golabatoon 22 436 07-28-2015, 10:00 AM
آخرین ارسال: Golabatoon
Heart (قد و قامت) در اشعار پارسی Golabatoon 14 274 07-27-2015, 12:37 PM
آخرین ارسال: Golabatoon

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان