کاربر برتر ماه

معاون انجمن
درجه کاربر

کلیک کنید
پروفایل کاربر

تاپیک های کاربردی و مهم انجمن انجمن نبض زندگی

 

نظرسنجی: نظرتون در مورد رمان زخم نزن چیه؟
عالی
خوب
متوسط
ضعیف
[نمایش نتایج]
 
 

زخم نزن| مژگان| کاربر انجمن نبض زندگی
زمان کنونی: 02-28-2017، 09:14 PM
کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: mozhgan28
آخرین ارسال: mozhgan28
پاسخ 188
بازدید 12316

رتبه موضوع:
  • 29 رای - 4.83 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
زخم نزن| مژگان| کاربر انجمن نبض زندگی
#1
HOT 
[عکس: 802fb3.gif]بسم الله الرحمن الرحیم[عکس: 802fb3.gif] 
  
خداوندا میان همهمه یکه تازان عالم تنها مانده ام....دستم را بگیر و نمناکی خوابم را بکشن

سلام سلام سلام /color]


[color=#008080][عکس: 1ebc43.gif]نبض زندگی ممنونم که فرصت طلایی برای نویسندگان ایجاد کردی تا تو این محیط گرم و دلپزیز رمان هاشون رو بنویسن وخاطرشون جمع باشه که دیده میشن 

من سالهاست مینویسم ...البته هنوزم اول راهم و مشتاق پیشرفت...چون نوشتن همه زندگیمه 


[عکس: -2-16-.gif]
زخم نزن رمان اولم نیست اما بنا برا دلایلی تشخیص دادم از این رمان برای شروع به فعالیتم در این انجمن شروع کنم .

آدم انتقاد پذیریم چون میدونم انتقادها سازنده برای یه نویسنده همیشه پله صعودش میشه .رمان زخم نزن خالی از اشکال نیست دلم

میخواد حالا که قراره از این فرصت 

استئنای استفاده کنم شما هم همراهیم کنید .با جون و دل نظرات انتقادات یا حتی پیشنهاداتتونو پذیرایم .

در مورد قلمم...موضوعات رمانها یا حتی طراحی جلد ها که همشون کار خودمنن برام توپروفایلم بنویسین تا لحاظ کنم .

 مدت زیادی نیست  که زخم نزن را کلید زدم چون درحال نوشتنش هستم پس شاید بین پستهای که میذارم کمی وقفه بیافته اما

تمام تلاشمو میکنم تا وقت بیشتری بذارم

دوستای مهربونم باهام باشین ...تشکر یادتون نره ...وقتی شماها هستین منم دلگرمم و انگیزه بیشتری پیدا میکنم .



[عکس: -2-25-.gif]دوستون دارم 
[عکس: -2-16-.gif]


 

 

پاسخ
 سپاس شده توسط Golabatoon ، M*A*H*S*A ، AmirHafez ، ورزش 3 ، sky nigth ، پوران ، n@st@r@n ، نادیه ، راحله ، Anosh ، 30NEMA ، taranom ، اتوسا ، hunter life ، deli67 ، varesh ، عشق رمان ، dokhtar_e_sahra ، آیدابانو ، ♡ TarA ♡ ، Sarina
#2
[عکس: 1429068732.gif]و اما معرفی رمان زخم نزن[عکس: 1429068732.gif]


زخم نزن زندگی آزاد و یاسه. دو تا آدم خاص با اخلاق و شخصیت کاملا متفاوت. آزاد اخلاق خوبی نداره گاهی اینقدر تلخ میشه که

حتی یاس هم ازش متنفر میشه اما تموم این گند اخلاقیا واسه خاطر شرایطیه که توش زندگی میکنه. شاید بی رحمایشو از کاری

وام گرفته که خشنه. با تموم سنگ دلی و قیافه تلخش یه قلب داره که پره از عشق یاس..دختری که باهاش بزرگ شده تو یه خونه

اس اما دست و دلش برای برملا کردن عشقش میلرزه.شاید چون عشقش از نظر دیگران ممنوعه. یاس اما یه دختره با تموم دخترانه

هاش یه دختر نازپروده که وقتشه تا با عاشق شدن خیلی رفتارای که از نظر آزاد اشتباه محظه کنار بذاره و برای رسیدن به عشقش

بجنگه...


[عکس: 1ebc43.gif]

این رمان پره از دلدادگی...گریه ..خنده... تنفر ...بعضی وقتا آدماش اینقدر سنگ دل میشن که دست به کارای وحشتناکی میزنن و

گاهیم عشق چنان بلوا میکنه که حاظرن واسه نزدیکترین آدم به خودشون شاخ و شونه بکشن... 

یه کلام اینکه سرتاسر هیجانه و اگر با دل و جون همراهش باشین جذابیتهاش کم نیست.






[عکس: -2-25-.gif]سعی کردم تا وقت نوشتن خودمو جای شخصیتهای اصلی بذارم تا بهتر درک کنم و بهتر بنویسم .پس از زبان دوتا شخصیت

اصلی مینویسم آزادِ خشن و یاسِ نازپروده و کمی خودخواه[عکس: -2-25-.gif]



ساده و رون مینویسم تا باور بذیریش راحت تر باشه اگر نظری درمورد لحن نوشتنم دارین حتما برام بنویسین .


(خواهشا بعد از خوندن هر پست تشکر کنید تا دلگرم باشم)
[عکس: 802fb3.gif] 
پاسخ
 سپاس شده توسط AmirHafez ، Golabatoon ، ورزش 3 ، sky nigth ، پوران ، n@st@r@n ، نادیه ، راحله ، M*A*H*S*A ، 30NEMA ، taranom ، اتوسا ، hunter life ، deli67 ، varesh ، عشق رمان ، dokhtar_e_sahra ، آیدابانو ، ♡ TarA ♡ ، Anosh
#3
[عکس: 1445962059.gif]

 
پاسخ
 سپاس شده توسط ورزش 3 ، sky nigth ، Golabatoon ، پوران ، n@st@r@n ، نادیه ، AmirHafez ، راحله ، M*A*H*S*A ، 30NEMA ، taranom ، اتوسا ، hunter life ، varesh ، عشق رمان ، dokhtar_e_sahra ، آیدابانو ، ♡ TarA ♡ ، Sarina
#4
 




پست اول تقدیم به همه شما مهربونام که قراره تا آخرین پست باهام همراه باشین 

دوستون دارم زیاد 


بدی زمان به اینه که چنان خزنده میگذره ...چنان تورو توخودش حل میکنه که گاهی حتی از خودتم خودتو میگیره یه

وقتی چشماتو باز میکنی که میبینی چنان تو متن زندگیت غرق شدی که حتی از دور وبرت ازخودت از نحوه زندگانیت

غافل بودی...

غرق بودم تو متن یه زندگی مجلل که شمرده وپیوسته به جلو میرفت .

هر روز صبح ... هر سال عید ... آیینه گوشزد میکرد یکسال دیگه از عمرت گذشت اما من طبق رسم وابستگی به دنیا

وزندگانی غافل بودم از این نرم وخزنده گذشتن.

شاید خودمم میفهمیدم زندگیم ازنظر خیلیا کثیفه اما لذت از خوشیها وثروت بی حد وحصر نمیذاشت فکرمو معطوف به

جای بد قضیه کنم.

برای من زندگی یعنی رد شدن از امروز با خوشگذرونی ووارد شدن به فردا با فخر فروختن وتیکه بر نام بلند آوازه

فرخ رستگار.

 

 
پاسخ
 سپاس شده توسط sky nigth ، ورزش 3 ، Golabatoon ، پوران ، نادیه ، AmirHafez ، راحله ، 30NEMA ، taranom ، اتوسا ، hunter life ، deli67 ، n@st@r@n ، varesh ، عشق رمان ، dokhtar_e_sahra ، آیدابانو ، ♡ TarA ♡ ، Sarina
#5
-خانم دستور دادن تشریف ببرین تو اتاقشون.

گوشواره سمت چپم گیر کرده بود ازگوشه چشمم نگاهی سر سری به نرگس انداختم مامان

میفهمید قیامت براه میانداخت دستهای هیچ خدمتکاری لیاقت لمس کردن پوست دخترشو

نداشت اما الانکه...اگر نرگس دهنشو میبست هیچ کس نمیفهمید قبل از اینکه پاشو از در

اتاقم بیرون بگذاره صداش زدم .

-وایستا..

-امر بفرمائین.

مهم نبود دیدن قیافه مات زدش ... مهم گذر زمان بود که تا حالام باید جواب چند تا رو میدادم لنگه

گوشواره رو گرفتم جلوش...

-بیا اینو بنداز...
پاسخ
 سپاس شده توسط sky nigth ، ورزش 3 ، Golabatoon ، پوران ، نادیه ، AmirHafez ، راحله ، 30NEMA ، taranom ، اتوسا ، hunter life ، deli67 ، n@st@r@n ، varesh ، عشق رمان ، dokhtar_e_sahra ، آیدابانو ، Sarina
#6
-اما خانم؟

اخمامو کشیدم تو هم به مذاقم اما واگر خدمه به هیچ عنوان خوش نمیامد.

- تو دهنتو باز نکنی کسی نمیفهمه... بجنب دیرشد.

با تردید وکلی اهن اوهون اومد جلو... بیچاره تقصیریم نداشت صابون شهین خانم به تن هرکسی میخورد جراعتشو

ازدست میداد .

یک قدمیم ایستاد دست دراز کرد گوشواره رو بگیره پوزخندی به قیافه ترسیده اش زدم.

-دستات که تمیزن؟

رنگ به رنگ شد...مهم نبود بهش بربخوره خدمتکار جماعت باید حد واندازشو میفهمید...

گوشواره رو با مکث بدون اینکه تماسی با دستاش پیدا بکنه کف دستش انداختم.

-بندازش سعی کن دستت به پوستم نخوره.

 

 
پاسخ
 سپاس شده توسط sky nigth ، ورزش 3 ، Golabatoon ، پوران ، نادیه ، AmirHafez ، راحله ، 30NEMA ، taranom ، اتوسا ، hunter life ، n@st@r@n ، varesh ، عشق رمان ، dokhtar_e_sahra ، آیدابانو
#7
نچرخیدم ...

وظیفش بود باید کارشو انجام میداد به ناچار یک قدم بسمت راستم رفت وبا دقت لازم اما دستهای لرزون گوشواره رو برام

بست ...

-برو ولی دهنتم ببند میدونی که چه خبطی کردی؟

بدجنس بودم یا حال میکردم با اذیت کردن زیر دستم... هرچی بود ته دلم خنک میشد از دیدن قیافه نه نه مُردشون وقتی از

ترس دستاشونو میمالیدن بهم.

-خانم من...

بی حوصله ازگوش دادن به حرفای صد من یه غازش کیفمو برداشتم واز جلوش رد شدم ...

وقت با ارزشم خیلی بیشتر از صدتا خدمه گدا گدور میارزید.

امشب وخوش گذرونیش درحال حاظر تنها تفریحمه والبته دغدغه مامان شهین...

دغدغه ای که ازنظر من فقط یه درگیریه ساده ذهنیه خودشم میدونه لنگه یاس مادر باید ازنو بزاید.

-مادمازل افتخار میدین؟

-نخیر نوبتاشون از قبل رزرو شدن.
 


 
پاسخ
 سپاس شده توسط پوران ، نادیه ، AmirHafez ، راحله ، Golabatoon ، sky nigth ، ورزش 3 ، 30NEMA ، taranom ، اتوسا ، hunter life ، n@st@r@n ، varesh ، عشق رمان ، dokhtar_e_sahra ، آیدابانو
#8
صداشون از پشت سرم بلند شد قبل از رد شدن از پله های مارپیچ طبقه بعدی به عقب برگشتم  مثل همیشه خاص

وفوق العاده شیک...

رایحه عطرهای مارک دارشون از فاصله چند فرسخیم آدمو مدهوش میکرد با اینکه جز نوادر اتفاق میافتاد که

مهربون میشدن اما از هربار دیدنشون تواین کت وشلوارهای خوش دوخت یه تجربه جدید نصیبم میشد.

یه تای ابرومو انداختم بالا.

-هرکدوم زودتر اومدین افتخارش نصیب همون میشه.

سهیل- میل چندانی به پوکیدن مغزم ندارم.

گوشه لبم کش اومد وقتی سام هم به تبعیت از اون با نیشخندای معروفش با سهیل بی چشم رو همدست شد .

-دقیقا باهات موافقم ... حسش نیست ابدا.
پاسخ
 سپاس شده توسط پوران ، نادیه ، AmirHafez ، راحله ، Golabatoon ، sky nigth ، ورزش 3 ، 30NEMA ، taranom ، اتوسا ، hunter life ، n@st@r@n ، varesh ، عشق رمان ، dokhtar_e_sahra ، آیدابانو
#9
چهار تا پله حس نمیخواست اما سرکار گذاشتن من شدیدا به مذاقش خوش میومد

وقتی صدای کر کر خندشون پیچید تو پله های ساکت ازخودم بدم اومد چرا یه بار دیگه خام لودگیاشون شدم

حیف که اجازه کشیدن جیغ تواین زمانای خاص ازم سلب شده بود وگرنه نشونشون میدادم یه من ماست چقدر کره میده

با یه پوزخند الکی چشامو تاب دادم.

-بیشعورا لیاقتتون همون دخترای لجنن.

سام-خوبه ..بلخره به لجن بودن جنستون اعتراف کردی.

گلوله خشم سیبک گلومو لرزوند

-منظــــور؟

 
پاسخ
 سپاس شده توسط Golabatoon ، sky nigth ، پوران ، راحله ، AmirHafez ، ورزش 3 ، 30NEMA ، taranom ، اتوسا ، hunter life ، n@st@r@n ، varesh ، عشق رمان ، dokhtar_e_sahra ، آیدابانو
#10
 سهیل تویه حرکت فوری خودشو بهم رسوند درحالیکه نگاهش بسمت اتاق مامان بود...

-یواشتر بابا..چرا هوار میکشی.

-اَه سهیل موهام..

از تماس یهوییش با موهام نظمشون بهم ریختن... دلم یه جیغ سرکش میخواست بخصوص اینکه تحمل نیشخندای سام

خارج ازتوانم بود.

سهیل دستشو از روی شونه ام کنار کشید واخم کرد...

-شلوغش نکن طوریشون نشد که.

-به .. به این بیشعور بگو نخنده داره میره رو مخم.

کله سهیل همزمان از خشم کلامم بسمت سام چرخید وباز نگاهش به صورتم که از سام گرفته بودم خورد وابروی

براش بالا انداخت

-میدونی که...




 
پاسخ
 سپاس شده توسط Golabatoon ، sky nigth ، پوران ، راحله ، AmirHafez ، ورزش 3 ، 30NEMA ، taranom ، اتوسا ، hunter life ، n@st@r@n ، عشق رمان ، dokhtar_e_sahra ، آیدابانو


موضوعات مشابه ...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
flowlove دریای نا آرام| افسون67| کاربر انجمن نبض زندگی افسون67 157 26,437 دیروز, 01:28 AM
آخرین ارسال: افسون67
subarrow رمان تاوان عشق به مادر| افسون 67 |کاربر انجمن نبض زندگی افسون67 133 13,674 دیروز, 01:22 AM
آخرین ارسال: افسون67
  رمان رخنه|reyhane975|کاربر انجمن نبض زندگی reyhane975 35 2,994 01-22-2017, 12:22 PM
آخرین ارسال: reyhane975
  تو اگر باشی | deli67|کاربر انجمن نبض زندگی deli67 29 4,952 12-17-2016, 06:54 PM
آخرین ارسال: Shanar
  رمان قربانی اجبار | صبا دهقان کاربر انجمن صبا دهقان 3 5,504 11-18-2016, 08:18 PM
آخرین ارسال: پوران
  رمان زاده ی خشم|Parnia81|کاربر انجمن نبض زندگی Parnia81 14 4,637 09-21-2016, 01:21 PM
آخرین ارسال: Parnia81
  رمان باعشق آرامم کن|beti derakhshande|کاربر انجمن نبض زندگی beti derakhshandeh 12 4,581 09-05-2016, 07:23 PM
آخرین ارسال: beti derakhshandeh
  هوای بارانی | farnaz83 | کاربرنبض زندگی farnaz83 1 197 09-01-2016, 09:35 AM
آخرین ارسال: Golabatoon
  رمان شیطان یتیم | آیدا موسوی کاربر انجمن نبض زندگی آیدابانو 20 4,125 08-21-2016, 12:35 AM
آخرین ارسال: آیدابانو
  رمان سقوط یک ستاره|Fatemeh -B(دختر بهار)|کاربر انجمن نبض زندگی Fatemeh-B 27 3,645 08-19-2016, 10:27 AM
آخرین ارسال: Fatemeh-B

پرش به انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان